تبليغاتX
و این نیز میگذرد..... - دلت اومد بهم ظلم کنی؟

و این نیز میگذرد.....

غرورم رو شکستی چه بی رحمی زمونه !!!

دلت اومد بهم ظلم کنی؟

           

 لب برکه نشسته بودیم ، به شوخی به قورباغه ها سنگ میزدیم  .  اما آنها جدی   میمردن !!! 

           

بگویید بر گورم بنویسیند ،

زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت

مهربان بود ولی مهر نورزید

در قلبش جنب و جوش بود ولی کسی به دان راه نداشت

و خلاصه بنوسید: زنده بودن را  برای زندگی دوست داشت وزندگی را برای زنده ماندن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 14:42  توسط تیام  |