تبليغاتX
و این نیز میگذرد..... - حسرت

و این نیز میگذرد.....

غرورم رو شکستی چه بی رحمی زمونه !!!

حسرت

 

خوابيدي بدون لالايي و قصه 

 بگير آسوده بخواب بي درد و غصه

ديگه كابوس زمستون نمي بيني

توي خواب گلهاي حسرت نمي چيني

ديگه خورشيد چهرتو نمي سوزونه

جاي سيلياي باد روش نمي مونه

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

 يا با ترديد كه بري يا كه بموني

رفتي و آدمكها رو جا گذاشتي

قانون جنگلو زير پا گذاشتي

اينجا قهرن سينه ها با مهربوني

تو تو جنگل نمي تونستي بموني

 دلتو بردي با خود يه جاي ديگه

اونجا كه خدا برات لالايي ميگه

ميدونم ميبينمت يه روز دوباره 

 توي دنيايي كه آدمك نداره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 10:19  توسط تیام  |