تبليغاتX
و این نیز میگذرد..... - فریاد

و این نیز میگذرد.....

غرورم رو شکستی چه بی رحمی زمونه !!!

فریاد

 

نمي توانست باور كند معشوقي كه زماني همه دار و ندار او در دنيا بود  اينك

در ميان انبوهي از تنهائي،  تنهايش گذاشته باشد

تنهاي تنها شده بود

نمي دانست بايد چه بكند

سرش را به سوي آسمان بلند كرد و شروع كرد به صدا كردن او

كه اي خدائي كه معشقوق را براي عاشق آفريدي

پس چرا معشوق مرا از من گرفتي

و اين بار با فريادي رسا تر

همه فرشتگان آسمان را براي بازگردان او به كمك خواست

ديگر نمي دانست كه بايد چه بكند...

            

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 10:15  توسط تیام  |